تبلیغات
روزانه نوشت های یک عاشق چادری(2) - 5- من و اشتباه!!!!
 
روزانه نوشت های یک عاشق چادری(2)
 
 
یکشنبه 21 تیر 1394 :: نویسنده : مریم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام عرض می کنم خدمت تمامی دوستان عزیز و خواهر های گلم .

انشاءالله که طاعات و عباداتتون مقبول درگاه حق تعالی قرار گرفته باشه و خواهر کرچکتان را هم از دعای خیر فراموش نکرده باشید.

یه بنده خدایی تو یه برنامه تلویزیونی از مهمان برنامه می پرسید آیا به اشتباهات خودتون می خندید؟ و حالا خیلی ها هم می گفتن بعضی موقعها و یا اصلاً  و.....  حالا چی شد من یاد خندیدن به اشتباهات افتادم ؟

آقا اصلاً بنده نمی دونم چرا اشتباهات همش به ما چسبیدن و ولم نمی کنن آخه اشتباه عزیز آخه اشتباه محترم من به شما چی بگم ما رو دوست داری قبول!!! ما خیلی دوست داشتنی هستیم !!!! .... بازم قبول ولی آخه قربونت برم این چسبیدن شما کلاً شخصیت ما رو از حالت کاریزماتیک به کمیک تبدیل کرده(مثلاً من خیلی از این جمله های قلمبه سلمبه بلدم !!!!! تازه دموکراتیکم بلدم خواستم ریا نشه دیگه نگفتم!!!؟؟؟)

یعنی هر وقت ما میاییم دست به کاری بزنیم تا انهدام کامل اتفاق نیوفته بی خیال ما نمیشی ...... آخه عزیزم یهو دیدی تو یکی از این اشتباهات بنده که عین سریشم به ما چسبیدی و ولم نمی کنی کلاً بهمراه کار موردنظر با هم منهدم شدیما !!!! حالا از ما گفتن بود !!!!

بعله از اونجایی که دوستانی که قبلاً وبلاگ حقیر رو دنبال می کردند می دونستند که ما دستی بر آتش داریم و ماشاءالله دست به خرابکاری مون عجیب خوبه !!! ولی در شرایط فعلی که شاید در افسرده ترین حالت ممکنه بسر می برم شاید بروز اشتباه یه جورایی شبیه حالت بین ترش و شیرین یا ملس به اصطلاح باشه یعنی هم خوبه هم بد حالا عرض میکنم که چرا؟

عزیزی که شما باشی همانطور که در  پست "اندر احوالات من" خوندید بنده در کشاکش بین این هستم که به یک سری آدم نخبه و متخصص ثابت کنم "حجاب فاطمی حق مسلم ماست" و اونها هم هییی می گن بیا بشنینیم پای میز مذاکره حالا ببین چند مرده حلاجی و از اونجایی که بنده سعی کردم که یکم تو این ماه مبارک صبر رو تمرین کنم اکثراً همینطور پس از افاضات دوستان لبخند ژکندی تحویل می دادیم و عرضه می نمودیم البته اینهایی که شما می گید نظر شماست ولی بنده اعتقاد دارم چادر بهترین نوع پوشش هست و متاسفانه به هیچ عنوان هم از اعتقادم کوتاه نمی آیم ...... هر چنر صبر در برابر صحبت های گرانبهای دوستان که حتی آلودگی هوا رو هم ناشی از حجاب بنده می دیدند!!!!!؟؟؟؟ و از این دست نظرات خییییییییلی کارشناسی از صبر ایوب نبی(ع) هم سختتر می نمود و گاهی صدای غل غل خونم در رگهایم را به وضوح می شنیدم ولی خوب با خودم عهد کرده بودم که عمل به آیه شریفه « واستعینوا بالصبر و الصلاة» رو سرلوحه کارم قرار داده بودم و صبر کنم و گاهی هم که بین صحبت های عزیزان مجالی می شد به اتاق می رفتم و یک دل سیر خشم فرو خفته که از حالت بخار به حالت مایع تبدیل شده بود به صورت اشک جاری می ساختم و دوباره به میدان مبارزات بر می گشتم آقا من نمی دونم تو فامیل شما هم اینجوریاس آیا یا فقط ما هستیم که اینقدر به مهمونی و مهمونی دادن اهمیت می دیم یعنی من هفته ای یکی دو بار مخصوصاً فامیل پدری رو باید ببینم !!!! و فامیل پدری هم خیلی خیلی متخصص تشریف دارن و گاهی بصورت نا جوانمردانه چند نفری حمله میکنند و تو این اوضاع و احوال همانطور که میگن روزه علاوه بر فواید بسیار زیاد معنوی همچنین باعث پالایش بدن و دفع سموم از بدن هم میشه ما هم سیستم غدد اشکی و چشمی رو کامل یک سرویس کامل کردیم از بس خشم فرو خفته داشتیم به جان خودم!!!!

ولی یه خوبی هم داشت خوبیش این بود که(بقیه در ادامه مطلب)

 

وقتی پس از نیم ساعت سخنان گرانبها وقتی طرف می دید من نه وسط حرفش می پرم نه واکنشی نشون می دم با خودش فکر میکرد لاید مریم داره قبول می کنه که هیچی نمی گه و چون واقعاً بی سابقه بود من حرف نزنم طرف هم آب و تابش رو حسابی زیاد می کرد و حتی جملات قصار هم از خود بدر می کردند که مثلاً" وقتی روسری به این خوبی هست به چادر چه نیازه" !!!!؟؟؟؟؟؟ و هی پیاز داغ و سیر داغ قاطیش می کردند ولی آخرش که جواب ما رو مشنیدم چون اسپند روی آتش می شدند و گاهی دختر عمه های محترم لطف می نمودند بد و بیراهی هم نصیب بنده می فرمودند مبنی بر نفهمیدن بنده ولی اینکه موفق می شدم تا این حد حالشون رو بگیرم لذتی داشت وصف ناشدنی و دلمان عجیب خنک می گردید و از خدا هم طلب مغفرت دارم ولی خوب من احساس می کنم میوه صبر که می گن یه جورایی همینه که آخر صبرت خدا هم یک شیرینی بهت می چشونه و اما اشتباه این وسط چی میگه ؟!!!

خوب جونم براتون بگه این خاطره داغه داغه یعنی همین چند روز پیش اتفاق افتاده و قضیه از این قراره ما مثل اغلب اوقات شام دعوت بودیم خونه مادرم اینا و خوب چون تنها نفر روزه بنده بودم دیگه نگفتم افطاری چون افطاری من یک چایی و چند تا خرما بود و به علت اینکه نان هم نداشتیم به یک قاچ هنداونه هم بسنده کردیم و والسلام و مدیونید فکر کنید به قابلمه غذا یه دستبرد کوچک هم زدما!!! نه فقط می خواستم ببنم برنج دم کشیده یا نه همین!!!!! خلاصه استباه عزیز مثل همیشه که سر بزنگا سر می رسه دوباره اومده و گفت ای شیطون تک خوری می کنی اونم بدون من!!! منم گفتم بفرما واسه هر دومون غذا به وفور هست خلاصه بماند که دستم خورد لبه ی گاز و منم خوردم به قابلمه مرغ ها  قابلمه یکم کج شد و آب مرغ قشنگ گازمون رو نارنجی کرد و دستم هم خیلی شیک سوخت و دم بر نیاوردم چون اینا اصلاً از نظر من اشتباه نیست پیش اتفاقی که بعداً افتاد بعله بعد از افطار از در و دیوار بود که متلک برام ارسال می شد "تقبل الله حاج خانم" سر افطار به فکر گشنه های جمع هم بودی" و ..... از این دست جملات قصار ولی اشتباه از اینجا شروع میشه که بعضی آدم های بی ظرفیت مثل بنده فکر میکنند تا یک ماه روزه گرفتند و یکم هم صبر کردند در برابر مشکلات الان دیگه نوارنی شدند عجیب !!!!!و دیگه انتظار کرامت باید داشته باشند!!!! نخیر خواهر من اینطورها نیست

ما تازه خیلی هنر کرده باشیم وظیفه بندگیمون رو بجا بیاریم همین و بس !!!! تازه اونم اگه قبول بشه ازمون

ولی خوب بنده دیگه طاقت نیاوردن وقتی شوهر عمه محترم  فرمودند"مریم خانم واسه مردن راههای بهتری هم هستاااا!!!!" حالا چرا می خوای از گشنگی و تشنگی بمیری!!! و جمع منفجر شد از خنده " من که دیگه داشت دود از گوشام می زد بیرون دیدم نه از ژوکوند خبری هست که لبخندش رو قرض بگیرم نه از حضرت ایوب(ع) که یکم ازشون صبر قرض بگیرم و دیدم تنها کسی که برام مونده اشتباه هست و مرحوم بروس لی که خوب منم بروس لی رو انتخاب کردم و شروع کردم به صحبت که آقای ..... اولاً کسی که برای خدا کاری رو انجام بده خدا هم کمکش میکنه و تاحالا نشده کسی از روزه بمیره خیالتون راحت دوماً کاشکی یکم به کسانی که تو این تابستان گرم روزه می گیرند یکم به اعتقاداتشون احترام بگذارید و بجای مسخره کردن همراهیشون کنید سوماً روزه گرفتن تمرین گشنگی که فقط نیست تمرین اینه که خدا می خواد ببینه این بنده که اینقدر دعا می خونه و ادعای بندگیش میشه حاضره بخاطر خدا به خودش سختی بده یعنی تمریم بندگی شوهر عمه که یکم شوکه شده بود که چطور شده ما دوباره با اقتدار وسط میدان نبرد حاضر شدیم ادامه داد مریم خانم من شوخی کردم وگرنه من خودم سرکار با این که روزه نیستم ولی هیچ وقت با خودم غذا نبردم که همکارام دلشون نخواد من خودم با اینکه سیگاری هستم نرفتم سر کار سیگار بکشم که دوستام که روزه هستند دلشون نخواد شما فکر نکن فقط به نماز و روزه است من به اعتقادات کسی کار ندارم چون کلاً اعتقاداتشون رو قبول ندارم ولی به انسانیت معتقدم اونا به هر دلیلی دلشون میخواد 17-18 ساعت چیزی نخورند ولی من مردم آزاری نمیکنم برم جلوشون چیزی بخورم چون فقط به انسانیت معتقدم  انسانی نیست من جلوی یک فرد تشنه و گرسنه آب و غذا بخورم همین (( عبادت بجز خدمت خلق نیست ........ به تسبیح و سجاده و دلق نیست )) منم اگه ناراحتت کردم معذرت می خوام ولی احساس میکنم روزه یکم بردتت مریم خانم چون قبلاً جنبه ی بیشتری داشتی ولی اشکال نداره شما که نه اینجوری نیستی و همه می دونیم رو حساب اعتقاد خودت یه راهی رو انتخاب کردی  ولی ما عادت داریم به این جور حرکات مقدس نمایی یک عده که براشون صرف داره اینجوری باشند که فقط خودشون که نماز و روزه دارند رو بهشتی حساب می کنن و به بقیه به چشم جهنمی و کافر نگاه می کنند  

من واقعاً حرفی نداشتم بزنم می خواستم از خجالت توی زمین فرو برم دلم می خواست همون لحظه از کل دنیا حذف بشم و اصلاً دیگه وجود نداشته باشم واقعاً نمی دونم چطور بگم براتون منی که اشکام رو فقط تو فوت بستگان همه دیده بودند حالا سرم رو پائین گرفته بودم و همنطوری قطرات اشکم بود که می ریخت روی گل های چادرم شاید 10 ثانیه سکوت کامل بود ..... حس می کردم همه دارن به چشم سرزنش نگاهم می کنند حتی نمی تونستم سرم رو بالا بگیرم که پدر شروع به صحبت کردند و بحث رو عوض کردند منم سریع رفتم اتاقم و تا دلتون بخواد گریه کردم بالش رو گاز می گرفتم و بلند بلند گریه می کردم ...... خلاصه بعد یکم مادر اومد تو اتاق و یه جورایی بلاخره ما رو راضی کرد بریم بیرون و ......

ولی اشتباه بزرگی که کردم باعث شد اینبار بگم من به این اشتباه نه تنها نخندیدم بلکه گریه کردم من علاوه بر اینکه کسی نیستم که چهار نفر ببینند و بگند چه قدر مریم بهتر شد از وقتی مذهبی شد چقدر خوبه آدم بیشتر با دین و مذهب انس بگیره و یک کلام بجای اینکه جاذبه داشته باشم نسبت به دین دافعه پیدا کردم  ...... و این شد که دارم روی روشی کار میکنم که یکم با اشتباه فاصله ی بیشتری بگیرم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 24 تیر 1394 08:38 ق.ظ
بحث من اینه که کلیت جامعه یا حتی مردمی که اعتقادی به اسلام و مفاهیمش ندارند در راستای اسلام ستیزی نیست شما دقت کنین که در برنامه ی ماه عسل تنها 2 برنامه طوری بود که مجبور شدند مهمون برنامه رو دو شب متوالی دعوت کنن که یکی از اون ها برنامه ی خانم زهرا حسینی نویسنده ی محترم کتاب دا بود یا اصلا همین کتاب دا که پر فروش ترین کتاب ایران میشه دلیلی بر اثبات حرف منه که مردم دشمنی با یک فرد محجبه ندارند حتی اگر اعتقادی به کارش نداشته باشند ولی دشمنی و عداوت از زمانی نشات میگیره که اون فرد حس خود برتر بینی داشته باشه اونجاست که دیگران نمیتونن اون شخص رو بپذیرند چون هیچکس تکبر رو دوست نداره... البته منظورم از تکبر اصلا کار شما نبود بلکه کلی گفتم و علت اینکه خانم چرخنده رو هم مثال زدم این بود که شما یکبار در مورد ایشون صحبت کردید و گفتید حسادت عامل تخریب چهره شونه
پر حرفی من رو ببخشید
مریم شما خانم حنان رو مثال زدید که خوب مسلماً کار بسیار دشوار تری نسبت به خانم چرخنده پیش رو داشتند ولی خوب خانم چرخنده هم به عنوان یک چهره نسبتاً شناخته شده حالا خواسته یا ناخواسته موجی رو براه انداختند که شاید دختران نوجوان ما کمی فکر کنند میشود با چادر هم معروف بود و شاید برای عده ای قلیل الگو هم محسوب بشوند البته من تا حدی با شما موافقم که بخاطر جنبه شخصیتی ایشون که خوب بخاطر شغلشون هم میتونه باشه دوست دارند در مجامع و محافل چهر ی مطرحی باشند و شاید جاهایی هم حضور داشتند که کمی حرف و حدیث براشون داشته مثل محافل سیاسی که بنظر من همین میتونه خیلی نظرات رو عوض کنه ولی خوب مسلماً ایشون هم تمامی رفتارهاشون مورد تائید همه نیست ولی این که آغاز گر یک جریان حجاب بودند بنظر من با ارزشه البته این نظر شخصی منه و مسلماً نمیتونه قطعاً درست باشه بازم از شما ممنونم که با نکته سنجی و اطلاعات بالاتون به هر چه پر بار تر شدن بحث ها کمک می کنید منتظر نظراتتون هستم خواهر
چهارشنبه 24 تیر 1394 08:34 ق.ظ
چون یکی از بهترین های سینمای مصر بود (جایگاهش از جایگاه سابق خانم چرخنده که خیلی ها اصلا نمیشناختنشون و در کارنامه ی کاری شون 1 کار قابل دفاع وجود داشت خیلی بالاتر) تا اینکه تصمیم میگیره که محجبه بشه و البته بازیگری رو کنار نمیگذاره بلکه روی انتخاب نقش ها دقت میکنه و من هنوز همون علاقه ی پیشین به حنان رو دارم چون حنان ترک با اینکه محجبه شد ولی حس اولیای الهی بودن، پاک بودن و برتر بودن بهش دست نداد و تصور نکرد الان که محجبه شده جبرئیل امین هم بهش نازل شده و نسبت به بقیه متمایزه ولی خانم چرخنده دقیقا اینطور شد سراسر ادعا و تکبر، همون تکبری که منشا خروج شیطان از بهشت شد ایشان یکبار به دانشگاه ما اومد و دوست من که از بچگی چادری و مذهبی بود و البته بسیار نازنین و بی ادعا! رفت ببینه که چی میگن وقتی اومد میگفت انقدر که این خانم مدعیه حضرت خدیجه ی مدعی نبود و دقیقا علت نفرت بعضی ها از خانم چرخنده این اخلاقشونه نه حجابشون پارسال داشتم مجموعه کتاب های زیبا ناوک رو مطالعه میکردم که به کتاب "زینب" و خاطرات تواب شدنش رسیدم یادمه یکبار توی سایتش گفته بود که توی اون دوران ناخودآگاه احساس مقدس بودن بهم دست میداد که این احساس صرفا به کسانی که توبه می کنند و شکل جدیدی از زندگی رو انتخاب میکنند منتقل میشه (جسارت به شما نباشه صحبت خانم ناوک رو نقل قول میکنم)
مریم در مورد خانم حنان که فرمودید اطلاعی ندارم ولی مسلماً کسانی که در خارج از ایران تصمیم به تحول و حجاب می گیرند کار بسیار دشواری در پیش رو دارند علی الخصوص که چهره شناخته شده ای هم باشند و مطمئن هستم که اجر و بهره ی این عزیزان پیش خدائند بسیار زیاد هست در مورد مقدس نمایی که فرمودید متاسفانه به علت ساختار جامعه ما که کلاً افراد مذهبی رو مقبول تر می دانند و چهره های موجه تری در جامعه ما هستند ممکنه خیلی از افراد رو وسوسه کنه به نام دین از دین سوء استفاده کنند که مسلماً از صدر اسلام تا کنون این گونه موارد بوده مثل معاویه در دوران حضرت علی(ع) که با استفاده از تحریک احساسات دینی مردم در جنگ صفین غائله قرآن بر سر نیزه را براه انداخت و..... ولی در مورد خانم چرخنده که فرمودید بنده نظر شخصی خودم رو بیان کردم و مسلماً پافشاری ندارم که ایشون از اولیاء الله هستند و یا وحی منزل بر ایشان نازل شده من فقط خیلی با ایشون حس همزاد پنداری داشتم که الانم خیلی وقته خبری از ایشون ندارم من کاری ندارم که حالا ایشون ممکنه جاهایی احساساتی بشوند و بقول خیلی از دوستان مقدس نمایی بکنند ولی خوب این حرکات ایشون حتی اگر فیلم هم باشه بنظر من خوبه که باشه چون ما در جامعه همچین نمونه هایی نداریم
چهارشنبه 24 تیر 1394 08:25 ق.ظ
سلام مریم جان
کار شما شاید از عصبانیت ناشی میشد اما طبیعی بود من واقعا معنی تمسخر عقاید دیگران رو نمیفهمم در حالی که در کشوری مثل هند حتی به گاو پرست هم به خاطر عقایدش احترام میگذارند و اسم تمسخر عقاید دیگه نه تجدد و نه با فرهنگیه بلکه بی فرهنگی و دیکتاتوریه
اما از فرصت گفتم نظر دومم استفاده میکنم که در مورد یکی از پست های وبلاگ قبلتون نظری بدم یادمه در مورد خانم الهام چرخنده گفته بودین و بعد هم اون پست رو به "حسادت" مربوط کردید من همیشه گفتم که آدم ها تا آخرین لحظه از عمرشون میتونن انتخاب کنن که چه راهی رو برن و دقیقا به همین دلیله که خدا هم تا همون زمان در توبه رو باز گذاشته بنابراین هیچ اشکالی نداره که کسی که تا دیروز بی حجاب بوده حالا تصمیم به محجبه شدن بگیره و این نه دلیلی برای توهین به اون شخصه نه منفور شدنش مصری ها یه بازیگر دارند به اسم "حنان ترک" که شاید بشناسین (برای اینکه خبر محجبه شدنش تو سایت های ایران هم اومد) من این بازیگر رو از قبل از محجبه شدن دوست داشتم
مریم سلام خواهر گلم خیییییلی خیییییلی خوسحال شدم که دوباره قدم به روی چشم من گذاشتید و افتخار دادید و با نظراتتون مثل همیشه بحث های ما رو پربارتر می کنید بی نهایت ازتون ممنونم منم با نظر شما در مورد اینکه تمسخر عقاید دیگران چه درست و چه غلط کار بسیار نابجا و غلطی هست و اگر فرض کنیم که حتی فرد تمسخر کننده هم بر حق باشه ولی نتیجه ی اصلاحی در بر نخواهد داشت که صد اسف که بعضی پدر و مادر ها برای اینکه فرزندشون عیب و ایرادی رو ترک کنه شروع به تمسخر میکنن غافل از این که دارن بذر عقده و تمسخر دیگران را در وجود فرزندشان می کارند بله کاملاً درسته هر کسی می تونه مسیر زندگیش رو یه جایی تغییر بده و این انتخاب کاملاً شخصیه ولی اگر کسی بخواهد از این تغییر که بنظر من تظاهر میشه اسمش رو گذاشت بهره برداری های دیگه بکنه از نظر منم کاملاً ناپسند و مظموم هست
سه شنبه 23 تیر 1394 10:27 ق.ظ
به هر حال لازمه بعضی وقتها جلوی بعضی رفتارهای نابجا گرفته بشه بهتره فامیلهاتون یاد بگیرن که باید به اعتقادات هر کسی احترام گذاشت. شما یا وارد خونه ای میشی یا نمیشی. ولی اگه وارد خونه ای شدی وظیفه شرعی و اخلاقی و عرفی شماست که به قوانین اون خونه هر چی که هست احترام بذارین . حالا اگه از قوانینش خوشتون نمیاد حق ندارین برین تو اون خونه و به قواعد صاحب خونه بی احترامی کنین حتی اگه دلیلتون اصلاح کردن امر به معروف باشه. در ضمن همه اهل عقل و فهم میدنن موقع خوردن غذا باید صحبتهای دلنشین و شاد زد و بهمدیگه انرزی مثبت داد نه اینه نارحتی و کدورت بوجود آورد. اینم بیانیه بنده در حمایت از مریم خانووم عزیز و گرامی مستدام و پاینده باشین. خدا با شماست
مریم در مورد اینکه هر جایی حرمت خودش رو داره کاملاً قبول ولی توهین به عقاید هر کسی به هر شکلی مذموم و ناپسنده ولی خوب در این مورد که بنده کار اشتباهی کردم که به این تند و تیزی جواب شوهر عمه را دادم شکی نیست ولی به قول شما ایشون هم کم مقصر نبودند ولی ناراحتی من سر این موضوع هست که 1- خودم رو فرد مهم و خیلی پاک و کار درستی فرض کردم 2- در اون زمان بیشتر از روی خشم جلو رفتم تا اصلاح رفتار و امر به معروف
در ضمن یه عذر خواهی گنده ی گنده از من بپذیرید بابت یاهو مسنجر که اعصاب بنده رو بدش خورد و خاکشیر کرده از بس هنگ می کنه اگه آی دی گوگل دارید خیلی بهتر می تونم با شما خواهر گلم ارتباط داشته باشم و مثل امروز شرمنده شما نشم
سه شنبه 23 تیر 1394 10:17 ق.ظ
سلام مریم خانووم عزیز و گرامی. خیلی خوشحالم که دوباره طنز رو تو نوشته هاتون آوردین . در مورد اشتباه اول که به قابلمه حمله کردین که حرفی توش نیست امان از شکم !! ولی در مورد اشتباه دوم میشه گفت هم اشتباه بود هم اشتباه نبود. اشتباه بود چون نباید با بزرگتر از خودتون با اون لحن صحبت میکردین. اشتباه نبود چون حد و حدودی برای خودتون تعیین کردین .حداقلش اینه که کمتر کسی به خودش اجازه میده به هر دلیلی به اعتقادات و تفکرات شما بی احترامی کنه. امیدوارم این کارتون هم باعث بشه همسر محترمتون همبه خودشون بیاد و خیلی محکمتر از شما حمایت جدی بکنن
مریم سلام خواهر گلم بی نام عزیزم ممنون از این که همیشه به نوشته های حقیر اینقدر لطف دارید
امان از شکم!!! هی نگو که دلم خونه خواهری ولی خوب من همیشه دلم می خواد رفتار و گفتارم طوری باشه که هر کسی می بینه با توجه به این که من هم دوران بد حجابی و غیر مذهبی بودن رو داشتم و هم دوران تحول و مذهبی و چادری شدن دلم می خواد هر کس بین این دو تا دوران رو مقایسه می کنه بگه مریم بواسطه این که عمل به دستورات خدا رو سر لوحه کارش قرار داد چقدر بهتر شد و دلم می خواد یه جورایی امر به معروف عملی داشته باشم که با این حرکت فکر کنم کارم خیلی سختتر شد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مریم
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :