تبلیغات
روزانه نوشت های یک عاشق چادری(2) - 3-بوی سجاده خونین کسی می آید ......(1)
 
روزانه نوشت های یک عاشق چادری(2)
 
 
دوشنبه 15 تیر 1394 :: نویسنده : مریم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام عرض می کنم خدمت تمام دوستان عزیزم . ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت مولای متقیان حضرت علی(ع) به تمام عزیزان و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما سروران گرامی به سراغ بحث اصلی میرم

بنده داستان سرای اصلاً خوبی نیستم ولی هر چی فکر کردم این همه حرف رو چطور میشه بیان کرد دیدم شاید به نظر حقیر این بهترین راه باشه

اپیزود اول

مکه – سال چهل هجری

برادران گوش کنید مطلب مهمی بنظرم آمده که باید بگویم  

تو را چه شده عمرو (عمرو بن بکر) چرا آشفته حالی ؟!!

مگر یادتان رفته است حروریه (1 )و نهروان را ؟! مگر فراموش کردید سخنان عبد الله بن وهب (2) را ؟!! شما را چه شده است این همه ظلم می بینید و باز هم خاموش نشسته اید؟

برک (برک بن عبد الله ): عمرو دل ما نیز خون است ولی چه میشود کرد که عده ی ما قلیل است و عده ی آنها کثیر

عبدالرحمن (عبد الرحمن بن ملجم) : برک ، عمرو راست می گوید مگر نه اینکه خداوند در قرآن می فرماید : الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَقُواْ اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِیرَةَ  بِإِذْنِ اللَّهِ  وَ اللَّهُ مَعَ الصَّبرِِین‏» (بقره/249)  « به خواست خدا چه بسا گروه اندكى كه بر گروه بسیارى غلبه كند، كه خدا با كسانى است كه پاى مى‏فشرند)

عمرو چه در سر داری می خواهی سپاهی محیا کنی؟

عمرو بن بکر : نه برادر ! اینبار می خواهم ریشه های برادر کشی ها را بزنم !

برک بن عبد الله : عمرو چه در سر داری ؟

عمرو بن بکر : بارها و بارها این سخنان مولایم عبد الله بن وهب در گوشم تداعی میشود که به ابن عباس فرستاده ی علی (ع) می گفت " چهار اشکال بزرگ در کار علی(ع) است اول : چرا امام برخلاف قرآن! به داوری انسانها تن داد, در حالی كه صریح آیه قرآن «لا حکم الّا للّه», به نفی آن نظر دارد

عبد الرحمن بن ملجم : و علی(ع) پاسخ داد " آنچه شما از آیه برداشت كرده اید, خلاف مقصود قرآن است. كلامی كه بدان استناد می جویید, حق است, امّا اراده ای كه از آن دارید, خطا و باطل است  و ادامه داد (وانّه لابدّ للنّاس من امیر برٍّ او فاجر, یعمل فی امرته المؤمن ویستمتع فیها الكافر.) (نهج البلاغه), خطبه 40.)
جایی كه مردم را حاكمی باید, نیكوكردار, یا تبه كار, تا درحكومت او مرد با ایمان, كار خویش كند و كافر, بهره خود برد. " مگر می شود حکم خدا را نادیده گرفت من که حرفش را نپذیرفتم

عمرو بن بکر : و باز مولایم عبد الله بن وهب ادامه دادند " و اما اشکال دوم : چرا در جریان نگارش پیمان با معاویه چرا به حذف لقب خویش رضایت داد؟ "

برک بن عبد الله : و علی (ع) در پاسخ گفت, به عمل پیامبر(ص) در حدیبیّه اشاره كرد كه آن حضرت در اعتراض نماینده قریش, فرمود: تا نام و پدرش را بی هیچ لقب بنگارند

عمرو بن بکر : اما به عقیده ی من این ایرادی که مولایم کرد مهمترین ایراد بود که گفت " كه چرا با پذیرش حكمیّت وصایت خویش را انكار كرده است. یعنی اگر وصی بود, نمی بایست با تن دادن به داوری, وصیت را تباه سازد!"

عبد الرحمن بن ملجم : و علی (ع) پاسخ داد : كه اگر دست از وصایت و همراهی او بردارند, خود مرتكب خطا و گناه شد ه اند, نه علی(ع)

برک بن عبد الله : اما ایراد چهارم چه بود عمرو ؟

بقیه در ادامه مطلب.......

عمرو بن بکر : اشکال چهارم :چرا  پس از پیروزی بر ناكثین (جمل) نیز پرسش داشتند كه چرا آن حضرت غنایم آنان را تقسیم نكرد؟ اگر اهل جمل, مسلمان بودند; چرا با آنان جنگید و اگر جنگیدن با آنان روا بود, چرا گرفتن اموالشان حلال نبود؟ و علی(ع) پاسخ داد : پس اگر چنین مى‏پندارید که من خطا کرده و گمراه شدم، پس چرا همه امّت محمّد (ص) را به گمراهى من گمراه مى‏دانید؟ و خطاى مرا به حساب آنان مى‏گذارید؟ و آنان را براى خطاى من کافر مى‏شمارید؟ شمشیرها را بر گردن نهاده، کور کورانه فرود مى‏آورید و گناهکار و بى‏گناه را به هم مخلوط کرده همه را یکى مى‏پندارید؟ در حالى که شما مى‏دانید، رسول خدا (ص) زناکارى را که همسر داشت سنگسار کرد، سپس بر او نماز گزارد، و میراثش را به خانواده‏اش سپرد، و قاتل را کشت و میراث او را به خانواده‏اش بازگرداند، دست دزد را برید و زناکارى را که همسر نداشت تازیانه زد، و سهم آنان را از غنائم مى‏داد تا با زنان مسلمان ازدواج کنند. پس پیامبر (ص) آنها را براى گناهانشان کیفر مى‏داد، و حدود الاهى را بر آنان جارى مى‏ساخت، امّا سهم اسلامى آنها را از بین نمى‏برد، و نام آنها را از دفتر مسلمین خارج نمى‏ساخت. (پس با انجام گناهان کبیره کافر نشدند) شما (خوارج)، بدترین مردم و آلت دست شیطان، و عامل گمراهى این و آن مى‏باشید.

عبد الرحمن بن ملجم : کافی است دیگر!!؟ غریب 4000 نفر از همرزمان ما در عرض تنها یک ساعت به خاک و خون کشیده شدند و شما به فکر غنایم جمل بودید؟!

عمرو بن بکر : تو را چه شده است عبد الرحمن؟ گویا لقمه ی عمرو بن عاص به دهان بسیار مزه کرده است که به معاش دنیا بی رغبت شده ای ؟

عبد الرحمن بن ملجم : پناه می برم به خدا .. چه می گویی مرد؟ من و عمرو بن عاص را با هم نسبتی نیست استغفار کن از تهتمتی که به برادرت زدی

عمرو بن بکر : من خوب می دانم هنگامی که عمروبن عاص از خلیفه عمر درباره مشکلات قرآن یاری خواست ، عمر طی نامه یی به وی فرمان داد که عبدالرحمان ابن ملجم را در کنار مسجد جای دهد تا او قرآن و فقه به مردم بیاموزد. عمرو خانه یی را در کنار خانه ابن عدیس به تو اختصاص داد (طبقات ابن سعد، 3/40)

عبد الرحمن بن ملجم : تعلیم قرآن و فقه از نظر تو اشکالی دارد؟ من با عمرو بن عاص چه کار من به تبیین دین مشغول بودم 

عمرو بن بکر : و جیره خوار حاکم مصر هم بودی .....

برک بن عبد الله : برادران..... کافی است بجای نزاع بگذارید بنشینید تا چاره ای بیاندیشیم

عمرو بن بکر : آری برک راست می گوید من تصمیم گرفته ام ریشه های برادر کشی ها را بزنم

برک بن عبد الله : یعنی چه کسی

عمرو بن بکر : یعنی علی(ع) و معاویه و عمر و عاص آری اگر این سه نفر از میان برداشته شوند ریشه برادر کشی ها برداشته می شود و مسلمانان می تواند خود حاکمی برای خود انتخاب کنند

چشمان ابن ملجم برقی زد و برخاست و گفت

عبد الرحمن بن ملجم : علی (ع) را من می کشم

عمرو بن بکر به هیجان آمد و بر خاست و دستی به شانه ابن ملجم زد و گفت :  احسنت بر تو بهشت گوارایت باد  من نیز عمر و عاص را به درک واصل می کنم

سپس هر دو چشم دوختند به برک ، برک که هنوز در بهت و حیرت بود گفت : من نیز گویی باید معاویه را به هلاکت رسانم ؟

عمرو بن بکر : آری برادر بهشت گوارایت باد 

سپس شمشیر ها را از نیام کشیدند و پیمان بستند و شبانه به بیت الله الحرام رفتند و جلوی خانه کعبه پیمان استوار کردند که در شب 19 رمضان کار را تمام کنند

اپیزود دوم

20 شعبان سال 40 هجری

اما عبدالرحمان بن ملجم مرادى در روز بیستم ماه شعبان سال 40 هجرى

 به کوفه آمد. گویند چون على (ع) از آمدنش با خبر شد فرمود: آیا رسید؟

 همانا جز آن چیزى بر عهده من نمانده و اکنون هنگام آن است.

ابن ملجم در خانه اشعث بن قیس فرود آمد و یک ماه در خانه او ماند و

 هر روز، با تیز کردن شمشیر خود را آماده مى‌کرد

انشاءالله عمری باقی باشه الباقی روایت در پست بعد بررسی می شود
یا علی(ع)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 16 تیر 1394 12:29 ق.ظ
سلام خواهر گلام مریم خانومی عزی
براتون تو یاهو مسنجر پیغام گذاشتم
دلم براتون تنگیده بود
گفتم شاید گوشه چشمی هم به ما بندازین
مریم سلام خواهرى گلم
منم خیلى خیلى دلم براتون تنگ شده
نفرمایید خواهرم ما از خدامونه شما یك كوچولو به من نگاه كنید خواهرم
چشم مسنجرم در خدمتتون خواهم بود انشاءالله
سه شنبه 16 تیر 1394 12:23 ق.ظ
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد
مریم الهى آمین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مریم
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :