تبلیغات
روزانه نوشت های یک عاشق چادری(2) - 19-The revenant
 
روزانه نوشت های یک عاشق چادری(2)
 
 
دوشنبه 21 تیر 1395 :: نویسنده : مریم

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عرض می کنم خدمت تمام دوستان عزیزم و همراهان انصافاً همیشگی و بشدت وفادار این وبلاگ که بنده از روی تک تک دوستان شرسارم ولی چه کنم که ابر و باد و مه و خورشید وفلک نمی زارن بنده یه دل سیر مطلب بنویسم ولی به فضل خدا فعلاً هستیم و انشاءالله به برکت دعای خیر دوستان عزیز باز هم باشیم

این عنوان خارجکی که اشاره به یک فیلم اسکاری همین امسال بود و انصافاً با اینکه فیلمش زیاد از نظر من فیلم حسابی و درست و درمونی نبود ولی خوب بلاخره حق به حق دار رسید و این آقایون مثلاً داور بلاخره فهمیدن دیگه نمیشه قسر در رفت و مجبورن از خر شیطون پایین بیان و جایزه ای سالها پیش حق آقای دی کاپریو بود بهش بدن... بیا خوب شد اینطور!!!!!...... باید ضایع میشدی تا جایزه بدی؟؟!!!!!....آخه برادر من این همه لجبازی کردی آخرش دیدی نشد ........ خوب حالا چه ربطی به من داره .....البته همونطور که می دونید بنده یدی طولای در عرصه فیلم و نقد فیلم دارم و اصلاً چند بار دعوت شده به عنوان داور مسابقات بین المللی!!!!!!! حضور پیدا کنم که افتخار ندادم !!!؟؟؟!!!! و نشد ولی معنی این کلمه میشه از گور برگشته بععععله دیدم هیچ چیز مثل این توصیف حال بنده نیست ......

بعله حقیقت ما یه سر رفتیم فوت کردیم !!!!!!و رفتیم داخل قبر!!!!!! اومدیم پست بذاریم واسه دوستان!!!! دیدیم ای دل قافل بهشت زهرا(س) وای فای نداره اصلاً ..... خلاصه از گور برگشتیم تا وقتی که سیستم کابل نوری تا بهشت زهرا برسه همین بیرون گور برای دوستان پست بذاریم تا خدای نکرده نگن مریم بیدی بود که بشدت لرزید و ترسید و مرد ....!!!!!

ولی جدای از شوخی اوقات بشدت سخت و تلخ و شور و شیرین!!!! ..... و اصلاً یه وضعی داشتیم !!!

همه چی از اونجایی شروع شد در مطب دکتر نشسته بودیم که ناگهان تلفن زنگ خورد ؟؟!!!!..... و من با تعجب نگاه کردم و خانم منشی گوشی و برداشت و گفت بععععععععله ...... ساعت 7 نوبت می دم بهتون .... خدا حااااااافظ ...... (خوب چیه ؟؟!! مطبه دیگه ....نکنه انتظار دارید قضیه شکافت هسته ی الکترون رو تشریح کنه!!!) بعععله همینطور که مشغول مطالعه مطالب بسیار علمی در یک مجله تبلیغاتی در مورد زندگی خانم عایشواریا بودیم ناگهان درب مطلب باز شد و نور کم سویی از داخل مطلب به بیرون رسید و بنده همینطور که کورکورانه داشتم داخل مطب رو نگاه می کردم ناگهان سوزش شدیدی در پشتم حس کردم و وقتی دستم رو به محل سوزش رساندم و متوجه مایع گرمی شدم..... چشمانم از سوزش درد به هم فشرده شده بود و وقتی به دستم نگاه کردم با تعجب دیدم ..... وااااای خدا !!!!! چرا من ؟؟!! ...... چرا الان!!!!؟؟؟.......دستم غرق چای!!!! بود!!!!؟؟!!!!  و بنده در حد انفجار از شدت عصبانیت بودم آخه شوهر حسابی ؟؟!!!! ..... آقای محترم ...... آدم موقع رفتن به داخل مطب چایی با خودش میبره که با یک ترمز ناگهانی بنده چادر و مانتوی کرم نو در حد 3-2 بار پوشیدن رو یکجا فاتحه اش رو بخونی!!!! ....خوب استدلال هایی هم اگر داشتند به علت ذیغ وقت نشنیدیم و رفتیم داخل و جواب سونو و آزمایش رو دادیم به دکتر و دکتر هم که انصافاً خانم خیلی خیلی گلی هستند خواستند که به قسمت معاینه بریم و بعد از صغری کبر چیدن های بسیار گفتند یک غده چربی گوشه ی قلب مهربونت خونه کرده ...... منم گفتم باز خوبه شب تو موهای سیاهم لونه نکرده ؟؟؟!!!!! ...... و بسیار خنده شد ولی گفتند نه عزیزم این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست همینطوری که لبخند هامون داشت کم رنگ میشد دیدم یک شماره تلفن نوشتند و روبروش هم نوشتند دکتر .... مخحتصص غدد و ... بعععععله من همونجا فهمیدم که یه خبرهایی هست ....... ولی اصرار شدید بر ادامه روند خود فریبی داشتم و هی می گفتم نه چیزی نیست خبری نیست ! یه غده چربی کوچولوئه و از این جور جملات خود انگیزه دهی ....... خلاصه یک جمله معروفی از خودم !!!! بععععله خودم!!! مگه من نمی تونم جمله بگم!!!؟؟؟؟ هیت که میگه اگه می خوایی بری با سرعت تمام برو ...... اصلاً شاهکاره جمله نیست که ....... خانمی که شما باشی این دفعه مطب بر عکس اون یکی هم خیلی شلوغ بود هم مریض ها رو که میدیدی جملات خود انگیزشی که هیچ خود انگیزه هم اگر بصورت مجسم می آمد و انگیزه بهتون میداد بازم حریف ترس شما نمی شد و اونجا بود که فهمیدم باید بفکر یه گور دو نبش اکازیون باشم بر چهارراه که دوستانی که حوصله هم ندارند لا اقل واسه آب خوردن و قضای حاجت هم شده یه فاتحه نصیب ما بکنند  !!!!!! (ادامه در پست های بعد )

با عرض شرمندگی به عللی که بعداً در پست های آتی انشاءالله خدمتتون عرض می کنم نمی تونم پست طولانی بذارم می فهمید نمی تووووووونم .......  واسه همین قضیه به این مهمی با شرح تفصیلات رو در غالب دو الی سه پست براتون می ذارم

یا علی(ع)

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 21 تیر 1395 02:54 ب.ظ
سلام و احترام خدمت مدیر محترم وبلاگ

به تازگی فروشگاهی راه اندازی کردیم که میتوانید محصولات خوبی با قیمت مناسب سفارش بدید

مارک خوب MP3 Player فقط 14000 تومان
دستگاه برقی دفع حشرات 18000 تومان
ماساژور ، ساعت LED ، عینک و وسایل دیگه....

خودتون بیاید قیمت ها رو ببینید چقدر مناسبه

منتظرتون هستیم!


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مریم
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :