تبلیغات
روزانه نوشت های یک عاشق چادری(2) - 18- منافع شخصی و تحلیل فیلسوفانه مریمی !!!!!
 
روزانه نوشت های یک عاشق چادری(2)
 
 
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : مریم

سلام عرض می کنم خدمت تمام دوستان عزیزتر از جانم

خواستم یه متن بلند و بالای عذر خواهی از دوستان بنویسیم و مراتب شرمساری و عرق شرم ریزندگی و ناراحتی و علت بد قولی خود را بیان نموده و شما هم گریه می کردید و می گفتید راست میگی مریم جون حق داری والا!!!! اصلاً می خوای کلاً نیا !!!!! اینقدر سختته !!! خلاصه دیدم از هر چه بگذریم سخن راست بهتر است خانم های گل آقاهای عزیز بنده تنبلی و کاهلی همی نمودم و علت دیگه ای هم در پس پرده وجود داشت که یعنیییییی اینقدر من نکته بین و نکته سنجم !!!!! که منی که اینقدر دری به دیر پست می ذارم دلیل داره اونم این که بقول معروف باید طبع نوشتن بجوشه وگرنه بارها شده مطلب نوشتم تا وسطاشم رفتم و بعد یهو به خودم اومدم دیدمخوب خانم مریم خانم که چی ؟؟! اصلاً خواننده این مطلب رو بخونه چی فکر میکنه مشتی درد و دل و اتفاقات روزمره که نشد حرف نشد مطلب!!! پاشو پاشو فکر نون باشه که خربزه آبه!!!! و اکثریت مطالب شامل همین اتفاق شده و این یکی هم هنوز معلوم نیست شاید بشه شاید نشه ....

به هر حال عارضم خدمت دوستان بنده سرپا تقصیر خیلی زیاد شعار بده تشریف دارم ..... بعله خواهر من تعارف نداریم که شعار شعار شعار .... همه زندگیمون تو شعار گم شده رفته ......اونایی که فکر میکنن پیرو آخرین مطلب عرض میکنم .... نخیر اونا رو بخشیدم و در کمال صحت و سلامتی روی دو تا پاشون دارند راه می روند و هیچ آسیب جسمی و روحی به لیست سیاه نرسید !!!!  نخیر بحث من سر اینه که بعضی وقتا آدم به یه جاهایی می رسه که می خواد زندگیش رو یه نگاه دوباره بیاندازه و ببینه که زهی خیال باطل آیه غیبت در مورد غیبت مثل خوردن گوشت برادر مرده ات میمونه رو همه حفظیم ولی موقعی که دو نفر میشیم هااااا گوشت که هیچ اصلاً آبگوشت بار می ذاریم که قشنگ ثواب!!!! گوشت برادر خوری رو به نهایت اعلا برسونیم !!!!

یا مثلاً می دونیم دروغ چقدر بده همه هم تا می گن دروغ میگیم من از دروغ متنفرم  و این خط قرمز زندگی منه!!! و به موقع خودمون با این دروغ خط قرمز که هیچی رنگین کمان درست می کنیم اینا یعنی شعار !!! به همن راحتی یعنی حرفی رو میزنی که خودت باورش نداری !!

ولی هیچ  نگران نباشید بازهمک مثل همیشه مریم !! این فیلسوف و جامعه شناس یگانه!!!!!!؟؟!!! به درد جامعه زودتر از همه!!!! پی برد آنی هم درمانش کرد!!!!!؟؟؟!! خوب دیگه تموم شد رفت !!!..... خوش آمدید ... انشاءالله سری بعد شامی ، ناهاری ، صبحانه ای !!!..... تشریف بیارید به مامان بابا سلام برسونید.....

خو عزیزم حل شد رفت ..... الان شما حس نمی کنی ولی درد تموم شده!!!؟؟؟!!

خوب از اونجایی دوستان احتمالاً دارند حمد شفا برای اینجانب قرائت می کنند ناچارم دریای علم بیکرانم رو دوباره به روی دوستان بگشایم!!!!!!!؟؟؟؟؟ و نفری یه پارچ بدم نوش جان کنند ....... دوستان شلوغ نکنند به نوبت !!!! ....

بعععله درد ما اینه که "منافع گرا "شدیم والسلام ...... دوستانی که سرشون گیج رفت از سنگینی بحث آب قند کنار دستشون باشه

بعععله منافع گرا شدیم رفته تعارف هم نداریم .... چطو می گم حالا اصلاً از خودم مثال می زنم .... بنده در برحه ی کوتاهی در حد چند ساعت(از بچگی تا یک سال پیش) !!!! یکمی در حد چند کیلو (20 کیلو)!!!!! اضافه وزن داشتم!!!! حتی آیینه هم به زبون اومده بود که بابا مریم خانوم عزیز حالا من هیچی که مجبورم روزی چند نوبت به روی ماهت خیره بشم و اندام باربی گونه  ات لذت ببرم!!!!!؟؟!! ولی یه رحمی به دکمه های مانتو بکن والا اونا گناه دارند !!!! خیلی کوچولو اند آخه!!!!! توانشون کمه نمی کشه این همه فشار رو !!!!!!؟؟؟!! و ما همچنان اونچه اون شاعر گرانقدر نظامی عزیز می گفت : اگر در دیده مجنون نشینی به جز از خوبی لیلی نبینی...... بودیم و همیشه نیمه های پر رو نگاه می کردیم.... که الحمد الله با توجه به وسعت لیوان از نظر عرضی(اشاره به همون اضافه وزن مختصره!!!!) کلاً پر بود خدا رو شکر و هر کی بر میگشت می گفت مریم چاق شدی ...... خونش رو خودش مباح اعلام می کرد و در اولین فرصت به دنیایی باقی می شتافتونمدمش (برای روح مرحوم دهخدا اجماعاً فاتحه قرائت کنید لطفاً همین الان بد جور لرزید!!!!! ) و خلاصه من می گفتم از دروغ متنفرم ولی از دروغی که مثلاً برنامه خریدی بود و خیلی نرم پیچونده شده بودم یا مثلاً دوستان پیتزا یا غذای بیرون بدون اطلاع من تناول کرده بودند و نگفته بودند !!! ولی اگه می گفتند مریم چقدر لاغری!!!! چقدر زیباتری با این اضافه وزن!!!!! اصلاً همه اشتباه می کنند مانکن یعینی هیکل تو!!!! چیه لاغر مردنی!!!!! خلاصه این چنین شخصی هرگز پیدا نشد ولی اگر میشد بنده از همین تربیون اعلام می کنم : سر و جان را فدایش می کردم!!!!! و در بهترین حالت دوستان اصلاً راجع به چاقی و لاغری صحبت نمی کردند و همین برای تضمین سلامتی جانی ایشان از نظر شخص بنده کفایت می نمود !!!!!

یعنی منافع من تو دورغ در این مورد بود ولی در بقیه موارد راست تو اون یکی موردا!!!!!

یا مثلاً غیبت اگر بنده در مورد یکی حرف که هیچی اگر مثال گوشت مردار و این حرفها رو فرض بگیریم بنده قشنگ چرخ می کردم اون گوشت مذکور رو و بعد تو پیاز و آبلیمو می خوابوندم و باهاش کباب تابه ای می زدم که باهاش 10 -20 نفر سیر بشن نه فقط خودم 10-20 نفر را هم آنی همراه خودم با اون طرف غایب بد می کردم و در این مورد من حق داشتم چون بنظرم همه باید می دونستند اونی که مثلاً بد ما رو گفته و با معیار گوشت یه سیخ جیگیری گوشت درست کرده و اخرش سه نفر اونم با ارفاق سیر که هیچ فقط مزه کردند من بجاش کاری کردم که تو محله اش هم نتونه سرش رو بالا بگیره !!!!!! یعنی در اینجا من که غیبت می کردم عین ثواب بود و تلافی ولی اون که غیبت می کرد جنایات جنگی و نسل کشی و فاجعه ی انسانی !!!!!

خلاصه عزیزان دل بنده که دیگه عرق شرم نمی ذاره بیشتر توضیح بدم از افتضاحات گذشته ام ولی شما به این موضوع فکر کنید ببینید اون کاری که می خوایید به نفع خودتون انجام بدید درسته یا نه ببینید جای اونا باشید هم همین فکر رو می کنید

حالا خودم بهتر می فهمم حدیث نورانی پیامبر اکرم حضرت محمد(ص) که می فرماید «ما کَرِهتَهُ لِنَفسِک فَاکرَه لغیرک و ما احببتَه لِنَفسِکَ فاحببه لاخیک تکُن عالاً فی حُکمِک» رسول گرامی اسلام ( صلی الله علیه واله) می فرماید: برای تلبّس به عدالت باید دو کار کنید: 1- آنچه برای خود نمی پسندید برای دیگران نپسندید، 2- آنچه برای خود می پسندید برای دیگران هم بپسندید

یعنی مریم خانم شمایی که شعار میدی انفاق خوبه چرا مردم انفاق نمی کنند حاضری یه لباس نو بدی به یه فقیر!!؟؟ مریم خانمی که میگی دروغ بده حاضری پای جون که هیچ پای آبروت میون باشه بازم راست بگی و خودت آبروتو ببری؟

من خودم به شخصه بعد از یه مدت که این موضوع ها فکر کردم تازه عظمت اهل بیت (ع) رو می فهمم ..... یکم فکر کنیم اونا هم انسان بودند از گوشت و خون و استخوان گشنه می شدند سردشون میشد گرمشون میشد .... ولی یه فرقی داشتند ..... منافع گرا نبودند ....یا علی(ع)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 20 فروردین 1396 09:14 ب.ظ
Paragraph writing is also a fun, if you know after that you
can write or else it is difficult to write.
شنبه 25 اردیبهشت 1395 04:22 ب.ظ
با سلام خدمت مریم خانوم عزیز و گرامی. خلاصه این وبلاگ بهانه میشه از اینکه از حال شما با خبر بشیم. قبلنا تو یا هو یا هنگ اوست یه پیغامی میذاشتین. که الحمدالله اون رو هم از ما دریغ میفرمایین. اوضاع دستتون چطوره. الان همین مطلبی هم که نوشتین یه جورایی منافع شخصی شما در اون مستتر میباشد.

از قدیم میگن گربه برای رضای خدا موش نمیگیره. از قدیم الایام هم هر کسی هر کاری میکرد بخاطر منافع شخصی بود تا به الان.
تا منافع شخصی در بین نباشه هیچکس هیچ کاری انجام نمیده. دقت کنید گفتم هیچکسی.
موفق باشید در پناه حق
شما رو نمیدونم ولی دلی داریم که برای شما تنگیده میشه.
مریم سلام عزیزم ممنون از لطف بی نهایت شما مشکلاتی بود که الحمد الله فعلاً در حال رفع شدنه تا ببینیم خدا چی می خواد فرمایشتون در مورد منافع شخصی کاملاً درسته
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 03:33 ب.ظ
سلام عزیزم وبلاگ خیلی قشنگی دارید آیا دوست داری وبلاگت را به هزاران كاربر اینترنت معرفی كنید

همین امروز لینك خود را ثبت كنید تا 1000 بازدید رایگان فقط تا آخر سال دریافت كنید
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 01:52 ب.ظ
سلام گلم راستی یه وبلاگ طراحی کردم و تمام کسایی که وبلاگ خوب و باحال دارند رو دعوت به تبادل لینک کردم . از تو هم دعوت می کنیم به جمع ما بیای
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مریم
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :